مجید امرایی*: وطن یعنی همه چیز و همه جان و این همه جان بودن «همراهی» میخواهد؛ اما همراهی صرفا در «هم راه» بودن نیست؛ همراهی یعنی بدانیم هر همگامی همراه نیست؛ بدانیم همراه گاه مخالف توست و «گاه آنکه با توست با تو نیست»؛ آنکه تو را تایید میکند تاییدش صرفا در همراهی تو نیست؛ یعنی «هم گامی» همراهی نیست.
همراهی گاه ذاتی است یعنی در تو بوده و در تو هست؛ برخی همراهاند حتی اگر همراه فیزیکی نباشند؛ برخی همراهیها از سر دانایی است و پارهای از مواقع همراهی صرفا با دانش و آگاهی نیست.
همراهی گاه یک احساس است؛ «یک نفس»، «یک نگاه» و «یک اشاره»؛ تنها «یک تایید».
گاه آنکه میگوید با همه وجود همراه هست در عمل نیست؛ همراهی گاه زبانی است؛ یک نیت است؛ همراهی گروهی برای خودشان است و عدهای برای تو همراه میشوند.
اما بدان هیچ همراهی همیشگی نیست؛ یعنی برخی همراهیها نیم بنداند در نیمه میمانند؛ برخی «همراهیها» در «هم راه نبودن» گروهی است و برخی وقتی «هم راه» هستند هم، همراه نیستند.
عدهای «وقتی نیستند همراه هستند» و گروهی وقتی هستند، نیستند.
عدهای یادشان «بزرگترین همراهی» است و گروهی نامشان با تو همراه است.
در وعده همراهی برخی نمیشود، حساب کرد و برخی بیوعده همراه میشوند؛ عدهای یاریشان همراهی است و گروهی یار میشوند اما یاری نمیکنند
برخی همراهیشان منفعتی دارد و گروهی هیچ نفعی در همراهی ندارند.
اما عزیز جان «همراهی امید میخواهد» و امید یعنی «با هم باشیم؛ با هم برویم؛ با هم بگوییم و با هم بنوشیم و با هم زیست کنیم؛ همین.»
*عضو رسمی انستیتو هنردرمانی پاریس





.jpg)
اشتراک
پنجشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵
19
.webp)

.png)
.png)
.png)
.png)
.png)